لغت نامه دهخدا
انس کریت. [ اُ ن ِ ک ِ ] ( اِخ ) فیلسوف یونانی و از معاصران و ملازمان و سرداران اسکندر مقدونی بود. رجوع به فهرست اعلام ایران باستان پیرنیا شود.
انس کریت. [ اُ ن ِ ک ِ ] ( اِخ ) فیلسوف یونانی و از معاصران و ملازمان و سرداران اسکندر مقدونی بود. رجوع به فهرست اعلام ایران باستان پیرنیا شود.
فیلسوف یونانی و از معاصران و ملازمان سرداران اسکندر مقدونی بود.
💡 گالوم هابیتها را به طرف پلکان کریت آنگول راهنمایی کرد. در آنجا آنها بهطور مختصر خوابیدند. وقتی که سم بیدار شد گالوم را دید که گویی بر اربابش پنجه میکشد و سریع به او مشکوک شد. سم هرگز نفهمید گالوم در حال انجام چه کاری بود، اما در واقع گالوم بعد از دیدن دو هابیت در خواب، خودش را سرزنش میکرد، زیرا تصمیم داشت آن دو را به میان تونلی ببرد که خطر در آنجا انتظارشان را میکشید. اما حرفهای تند سم هرگونه احساس پشیمانی را در گالوم از بین برد.
💡 گالوم هابیتها را به طرف پلکان کریت آنگول راهنمایی کرد. در آنجا آنها بهطور مختصر خوابیدند. وقتی که سم بیدار شد گالوم را دید که گویی بر اربابش پنجه میکشد و سریع به او مشکوک شد. سم هرگز نفهمید گالوم در حال انجام چه کاری بود، اما در واقع گالوم بعد از دیدن دو هابیت در خواب، خودش را سرزنش میکرد، زیرا تصمیم داشت آن دو را به میان تونلی ببرد که خطر در آنجا انتظارشان را میکشید. اما حرفهای تند سم هرگونه احساس پشیمانی را در گالوم از بین برد.