اندوهگن کردن
مترادفها
غمگین کردن، اندوهگین کردن، دلگیر کردن
متضادها
شاد کردن، مسرت بخشیدن، خوشحال کردن
لغت نامه دهخدا
اندوهگن کردن. [ اَ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غمگین کردن. ایساف. اشجاء. تتریح. ایحاش. احزان. اقلاق. شجب. هم. شف. شجو. شجن. حزن. ( از تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
غمگین کردن ٠ ایساف ٠ اشجا ٠ شجن ٠ حزن ٠
جمله سازی با اندوهگن کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون شادی خویش زهر قاتل میدید در کوچهٔ اندوهگنان خانه گرفت
💡 فَرِحِینَ شادمانان، بِما آتاهُمُ اللَّهُ بآنچه داد اللَّه ایشان را، مِنْ فَضْلِهِ از افزونی نیکویی از آن خویش، وَ یَسْتَبْشِرُونَ و شادی میبرند، بِالَّذِینَ بکسان ایشان که هنوز زندهاند، لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ که نیز بایشان نرسیدهاند، مِنْ خَلْفِهِمْ از پس ایشان، أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ (شاد میبیند) که بر ایشان بیم نیست فردا، وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (۱۷۰) و اندوهگن نباشند.
💡 «فَناداها مِنْ تَحْتِها» آواز داد او را که در زیر وی بود «أَلَّا تَحْزَنِی» که اندوهگن مباش. «قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا» (۲۴) خداوند تو زیر تو جویی کرد.
💡 وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ ترسندگان را و اندوهگنان را چهار بهشت است: دو بهشت زرین و دو بهشت سیمین مصطفی (ص) از این چهار بهشت خبر داده و گفته
💡 بس شب که میان جمع اندوهگنان چون شمع به صد سوز به روز آوردیم