فرهنگستان زبان و ادب
آن من پذیر
{ego-syntonic} [روان شناسی] در نظریۀ روان کاوی، ویژگی تکانه ها و افکار و آرزوهایی که مطلوب آن من است
آن من پذیر
{ego-syntonic} [روان شناسی] در نظریۀ روان کاوی، ویژگی تکانه ها و افکار و آرزوهایی که مطلوب آن من است
💡 هیچ طاعت نامد از ما همچینن بی علتی رایگانمان آفریدی رایگانمان در پذیر
💡 این آبگینه ای است که صیقل پذیر نیست ناخن ز داغ اهل سلامت نگاه دار
💡 کافرم خواند واز عشق نیم توبه پذیر وای زاهد گرم آگه شود از سر ضمیر
💡 عذرخواه همه ی اهل گنه گر شود او چه کند بار خدا گر نشود عذر پذیر
💡 نه گر قبول کنندت سپاس داری و بس که گر هلاک شوی منتی پذیر از دوست