لغت نامه دهخدا
امین داشتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) ایتمان. ( تاج المصادر بیهقی ). مورد اعتماد داشتن. رازدار شمردن:
ترا من خردمند پنداشتم
باسرار ملکت امین داشتم.سعدی.و رجوع به امین شود.
امین داشتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) ایتمان. ( تاج المصادر بیهقی ). مورد اعتماد داشتن. رازدار شمردن:
ترا من خردمند پنداشتم
باسرار ملکت امین داشتم.سعدی.و رجوع به امین شود.
ایتمان. مورد اعتماد داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرطوب نگه داشتن زخم به جای خشک شدن باعث ترمیم و ترمیم زخم سریعتر و با درد کمتر و جای زخم کمتر میشود.
💡 بد توان از خلق متواری شدن، پس برملا مشعله دردست و مشک اندر گریبان داشتن
💡 ای به غفلت در پی اکسیر دنیا کنده جان بایدت در بوته ابن یک بیت چون زر داشتن
💡 چند کردن روی در مشتی پریشان همچو زلف زان سبب مجموع را خاطر پریشان داشتن
💡 چرا خو کردهای بر لاشهٔ مردار هر کرکس جهان را چون هما در سایهٔ پر داشتن بهتر
💡 اجرای تئاتر و چاپ کتاب در شوروی ابتدا باید توسط ارگانهای مربوطه کنترل میشد و سپس در صورت داشتن مورد با سانسور شدن اجرا میشدند و به چاپ می رسیدند.