اماره گیر

لغت نامه دهخدا

( آماره گیر ) آماره گیر. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) آمارگیر. نویسنده. مُحاسب. مستوفی.
اماره گیر. [ اِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) آمارگیر. امارگیر. رجوع به آمارگیر و آنندراج شود.

فرهنگ فارسی

( آماره گیر ) آمار گیر نویسنده محاسب
آمار گیر

جمله سازی با اماره گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من هرگز خود را بيگناه نميدانم. زيرا نفس اماره ايكه در نهاد من و هر انسانى است، هموارهبه بديها دعوت ميكند و هر كس ممكن است در دام هواى نفس گرفتار شود، مگر آنكه موردعنايت خداوند قرار گيرد و مصونيت يابد ولى ميدانم كه خداوند، نسبت به بندگانشبخشنده و مهربان است.

💡 آرى، انسانهاى باتقوى نسبت به دايره وجود خويش مديريت لايقى كسب كرده اند و بروجود خويش حاكم گشته اند، و بر نفس اماره سركش خود ولايت و ربوبيت يافته اند؛ زيراكه به دهن اسب سركش نفس اماره، لجام زده اند، چنانكه پيشواى متقيان على (عليه السلام )فرمودند:

💡 وطمع طمعكاران را به ناكامى برسان و كيد آنان را به خودشان برگردان، و صلواتبى پايان خود را به انبياء معظم بويژه اشرف و خاتم آنان صلى الله عليه و آله نثارفرما، و درود بى پايان به ائمه معصومين سيما خاتمهم و غائبهم بقية الله عليه السلامبفرست، و ما را از شر شيطان و نفس اماره نجات مرحمت فرما(671).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران