الکتروقلب نگار
مترادفها
الکتروکاردیوگراف، دستگاه قلبنگار
فرهنگستان زبان و ادب
{electrocardiograph} [پزشکی] ابزاری برای قلب نگاری
جمله سازی با الکتروقلب نگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دست نسیم و پای صبا در نگار بود در گلشنی که من به هوای تو وا شدم
💡 بافت نگار (هیستوگرام) غیر تجمعی، به عنوان مشتق آن تعریف میشود.
💡 می کنم هردم به خون رخساره بی رویت نگار ای ز رویت فتنه عالم! نگار کیستی؟
💡 از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم از بر و بوم این دیار میروم و نمیروم
💡 خون ما در گردنش بود آن نگار و بس نبود طرفه اینست آن که جان گشتست طوق گردنش
💡 تلمبه منصوری ۱ یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان نگار واقع شدهاست.
💡 پزشک پس از مشاهده نتایج الکتروقلب نگار، تشخیص داد که ریتم ضربان قلب بیمار دچار اختلال شده و نیاز به مداخلات پزشکی فوری و پیگیریهای دقیق دارد.
💡 برای تشخیص دقیق علت تپش قلب، متخصص قلب درخواست انجام یک آزمایش الکتروقلب نگار را داد تا تمامی فعالیتهای الکتریکی قلب در طول زمان بررسی شود.
💡 دستگاه الکتروقلب نگار در اتاق مراقبتهای ویژه، به طور مداوم فعالیتهای حیاتی بیمار را زیر نظر دارد تا هرگونه تغییر ناگهانی در وضعیت سلامت او ثبت گردد.