المأمور معذور

مترادف‌ها

مأمور معاف است، مأمور عذر دارد

لغت نامه دهخدا

المأمور معذور. [ اَ م َءْ رُ م َ ] ( ع جمله اسمیه ) یعنی مأمور معذور است، آنگاه گویند که کاری را به امر دیگری بجا آورده باشندو مورد اعتراض قرار گیرند. و رجوع به مأمور شود.

فرهنگ فارسی

یعنی مامور معذور است

جمله سازی با المأمور معذور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عذر مقبول  <>(قال على عليه السلام: جهل الشباب معذور، و علمه محصور.(163) )

💡 آن سید سرمستان ساقی حریفان است گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم

💡 گر ز حال شب ما بی‌خبری معذوری خفتد را کی خبر از حالت بیماران است

💡 گر فصل گل جستم خزان، معذور دار ای باغبان من عاشقم، برداشتم چشم از بهار خویشتن

💡 (قال على عليه السلام: جهل الشباب معذور، و علمه محصور.(163) )

💡 وحشتی کرده معلم با تو ای شاه جهان ماه من معذور فرما من نبودم آن زمان

💡 در قواعد فقهی، اصل المأمور معذور زمانی مطرح می‌شود که فرد به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، نتواند دستور الهی را اجرا کند.

💡 قانون‌گذاران و فقها با استفاده از قاعده المأمور معذور، شرایط خاص و اضطراری را برای رفع مسئولیت از مکلف در موارد دشوار در نظر می‌گیرند.

💡 بر اساس قاعده المأمور معذور، اگر شخصی به دلیل بی‌اطلاعی یا حوادث غیرمترقبه از انجام وظیفه باز ماند، مورد عفو قرار می‌گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران