الم رسان

لغت نامه دهخدا

الم رسان. [اَ ل َ رَ / ِر ] ( نف مرکب ) آنچه الم رساند. الم رساننده. غم انگیز. دردآور. رجوع به اَلَم شود: برابری میکند ( امیرالمؤمنین ) با بلیه الم رسان با صبر بسیاری که خدا به او داده است. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 306 ). پس پناه برد امیرالمؤمنین دنبال این حادثه الم رسان و واقعه ای که سایه انداخت، به آنچه خدا آنرا از او خواسته است. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 308 ).

فرهنگ فارسی

آنچه الم رساند. الم رساننده

جمله سازی با الم رسان

💡 شه کسی را گفت حالی از کسان کین غنیمت را به درویشان رسان

💡 رسان از من، به آن یار دل آزار نهان از دیدهٔ اغیار، کاغذ

💡 تا بماند رازت از دشمن نهان سرّ خود با دوستان کمتر رسان

💡 آنکه بر دل داغ دارد لاله رسان از فراق گلعذاری در جهان

💡 که: هر روز باید در این آستان رسانی بگوش من این داستان