[ویکی فقه] احتجاج اختصاصی به شیوه قولی و اقامه دلیل لفظی در قالب کلمات و جملات ندارد؛ بلکه می توان متناسب با موقعیت های خاص و به مقتضای آن، گاه با استدلال لفظی و دلیل قولی مطلبی را ثابت کرد و گاه نیز با عمل خاصّی حقّانیت مسأله ای را روشن ساخت.احتجاجات قرآن کریم نیز متناسب با موقعیت زمانی و مکانی متفاوت است. گاهی جنبه قولی دارد و با استدلال قولی مطلب را ثابت می کند و گاهی جنبه عملی. ۱. ↑ المیزان، ج ۱۴، ص ۳۰۱. ...
جمله سازی با اقسام احتجاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 482-ر.ك: بحارالانوار، ج 51، ص 360؛ ج 52، ص 151؛ احتجاج، ج 2، ص478؛ كمال الدين، ج 2، ص 561.
💡 پاسخ اينكه ما قبلا دليل عدم احتجاج اميرالمؤ منين عليه السلام را درطول دوران قبل از خلافت خود در فصل وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيانداشتيم، و در اينجا بر آنچه گذشت افزون مى گوئيم:
💡 احتجاج هود عليه السلام با قوم خود و رد مسلك بت پرستى آنان
💡 (هدى و رحمه لقوم يومنون ) - يعنى در حالى كه اين كتاب راهنماى جميع و رحمت براىخصوص مؤ منين است. و يا خصوص مؤ منين را هم رحمت است و هم به مطلوب شان مىرساند، البته معناى اول با مقام احتجاج مناسب تر است.
💡 وحه اينكه ابراهيم (ع ) افول را در احتجاج آورد نه طلوع را. و بيان اينكه مشركينمعتقدبه اينكه اجرام سه گانه داراى مقام ايجاد
💡 و نيز شيخ طبرسى در احتجاج گفته كه: وارد شد بر شيخ مفيد مكتوبى ديگر از جانب امامعصر عليه السلام روز پنجشنبه بيست و سوم از ذى الحجّه سنه 412.