لغت نامه دهخدا
افواه الطیب. [ اَف ْ هُطْ طی ] ( ع اِ مرکب ) کمکام را گویند. کذا فی زفان گویا. و فی الصراح بوی افزارهای خوشبو. ( مؤید الفضلاء ). کمکام. ضِرْو. ( یادداشت مؤلف ). شلم درخت ضرو.
افواه الطیب. [ اَف ْ هُطْ طی ] ( ع اِ مرکب ) کمکام را گویند. کذا فی زفان گویا. و فی الصراح بوی افزارهای خوشبو. ( مؤید الفضلاء ). کمکام. ضِرْو. ( یادداشت مؤلف ). شلم درخت ضرو.
کمکام را گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهطور مشخص در دوره غلامحسین کرباسچی خصوصیسازی و تملک خصوصیسازی و تمرکز زدایی به مباحث وسیعی در عرصه عمومی دامن زد. تأمین منابع مالی پایدار و تحقق استقلال مالی شهرداری از دولت با گرفتن مالیات بر توسعه اخذ میشد؛ مالیاتی که در افواه از آن به عنوان «تراکم فروشی» یاد میشود.
💡 غیر عزلت نیست بیدل باعث افواه خلق مرغ شهرت را خم این دام شهپر میشود
💡 چو این قصیده در افواه خاص و عام افتاد خطاب ترجمه الشوق یافت از احرار
💡 دهانت را چه گفتم هیچ بر من خرده نگرفتی ولی این حرف چون افتاد در افواه رنجیدی
💡 و بدان كه تاويل همان راه تعبير را مى رود، و از همين رو گفتيم: مفسرحول و حوش پوسته مطلب دور مى زند، زيرا كسى كه كلمه خاتم و فروج و افواه راترجمه مى كند و توضيح مى دهد چون كسى نيست كه از اينها اذانقبل از صبح را در مى يابد.
💡 البته مؤلف با حساب آنکه موسی بن جعفر در سال ۱۸۳ در زندان بود و به زعم خود این عدد را ناشی از اشتباه افواه دانسته و آن را ده سال عقب کشیده و در کتاب خود تاریخ تولد را روز ۱ ذیالقعده سال ۱۷۳ قید کردهاست..