لغت نامه دهخدا
اغوزدارکلا. [ ] ( اِخ ) از دهات تابع تنکابن. رجوع بترجمه سفرنامه مازندران رابینو و فهرست آن شود.
اغوزدارکلا. [ ] ( اِخ ) از دهات تابع تنکابن. رجوع بترجمه سفرنامه مازندران رابینو و فهرست آن شود.
از رهات تابع تنکابن
💡 مرزبانها فرماندهانی بودند که حکمرانی استانهای مرزی و وظیفه تأمین امنیت راههای تجاری را بر عهده داشتند. مقابله با قبایل مهاجم همچون اعراب بدوی، هپتالیان و ترکان اغوز از وظایف آنها بود. همچنین مرزبانان در خط نخست دفاعی برابر مهاجمینی چون رومیها و کوشانیان قرار داشتند.
💡 احتمال دارد گرایلی ها همان قرااِولی ها باشند. قرااِولی یکی از قبایل 24 گانه اغوز بود که در پس از حمله مغول ها با هلاکوخان به ایران آمدند.
💡 مردمان تُرک یا تُرکها گروههای قومی اوراسیایی هستند. ترکان اولیه خاستگاه اصلیشان شرق آسیا و کوههای آلتای است و از نژاد زرد هستند. امروزه بازماندگان گوکترکها و اغوزهای باستان؛ در شرق آسیا و آسیای مرکزی زندگی میکنند و شامل اقوام مختلفی مانند ازبکها، قزاقها، قرقیزها، ترکمنها و اویغورها میشوند.
💡 جنگلهای کوهستانی در شهرستان اغوز در خاور قفقاز بزرگ قرار گرفتهاند. بلندی این جنگلها از سطح دریا ۶۵۰ تا ۱۹۰۰ متر است. بلوط قفقازی، آوری، زبانگنجشک قفازی، و راش خاوری، گونههای ویژه جنگلهای کوهستانی اغوز هستند.
💡 سَلجوق نیای اصلی خاندان سلجوقیان بود. پدر او دقاق ملقب به «تیمور یالیغ» (کمان آهنین) رئیس یا از افراد برجسته ایل قِنِق از ترکان اغوز بود.