حنی

لغت نامه دهخدا

حنی. [ ح َ نی ی ] ( ع اِ ) ج ِ حَنیَّة، به معنی کمان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ج ِ حِنو. ( آنندراج ).
حنی. [ ح ُ ن َی ْی ] ( ع اِ ) ج ِ حَنو. || ج ِ حِنو. ( منتهی الارب ).
حنی. [ ح ِن ْ نی ] ( ع اِ ) ممال حنا. حناء:
هر آن مثال که توقیع تو بر آن نرود
زمانه طی نکند جز برای حنی را.انوری.رجوع به حنا و حناء شود.
حنی. [ ح ُ نی ی ] ( ع اِ ) ج ِ حِنو. ( منتهی الارب ). رجوع به حنو شود.

جمله سازی با حنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخی لطیف و منزه ز رنگ و گلگونه کفی ظریف و مبرا ز حیله حنی

💡 نسیم صبح بدان گونه گشت رنگ ستان که برد از کف دست نگار حنی را

💡 گر بر چنار بید کشد خنجر خلاف بر پنجه چنار نه حنی نهاده اند

💡 سخن نگوید جز با زبان و کام شکر نگفت نیز مگر با کفت سخن حنی

💡 مشاطه دست عروس از نگار بگشاید که می برد نفس صبح رنگ حنی را

💡 یکی چون روی بیماران، دوم چون روی می‌خواران سیم چون دست با حنی چهارم دست بی‌حنی

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز