اعمش اسدی

لغت نامه دهخدا

اعمش اسدی. [ اَ م َ ش ِ اَ س َ ] ( اِخ ) رجوع به اعمش، سلیمان بن مهران اسدی کوفی شود.

جمله سازی با اعمش اسدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 235 ماجراى عيادت ابوحنيفه از اعمش و روايتى در فضيلت على - عليه السلام

💡 اعمش در اين جا، ابوحنيفه را با نام خطاب كرد، نه با كنيه كه هنگام تعظيم و تكريماشخاص را با آن خطاب مى كنند.

💡 بی‌مستی آن ساغر سست است دل و لاغر بی‌سرمهٔ آن قیصر هر چشم بود اعمش

💡 امروز جان بیابد هر جا که مرده‌ای است چشمی دگر گشاید چشمی که اعمش است

💡 اعمش خوب مردم كوفه و نيرنگ و خيانت آنان را خوانده بود و اين سخن وى روى همينتشخيص بود.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
لز یعنی چه؟
لز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز