لغت نامه دهخدا
( اصطبل عنترة ) اصطبل عنترة. [ اِ طَ ل ِ ع َ ت َ رَ ] ( اِخ )نام جایی میان عقبه ایله و ینبع بر راه حاج مصر.
( اصطبل عنترة ) اصطبل عنترة. [ اِ طَ ل ِ ع َ ت َ رَ ] ( اِخ )نام جایی میان عقبه ایله و ینبع بر راه حاج مصر.
نام جایی میان عقبه ایله و ینبع بر راه حاج مصر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اينها چون حيواناتى هستند كه جز اصطبل و علف، و جز لذت مادى چيزى نمى فهمند و هرحركتى دارند براى رسيدن به همين ها است.
💡 شیرهای انگورونگورو در سال ۱۹۶۲ مورد حمله تعداد زیادی پشه اصطبل قرار گرفتند؛ این رویداد باعث شد که بدن شیرها را لکههای خونی فرا بگیرد و لاغر و نحیف شوند.
💡 فرار کرده ز اصطبل و جسته در بن باغ بسوده سبزه و فرسوده شاخ بستان را
💡 خلد و نیران مهر و قهرت را کهین پاداشنی است ابلق چرخت در اصطبل غلامان توسنی است
💡 در هواهای تن این حیوان اصطبل و علف جان نکاهم رفرف معراج دل را زین کنم
💡 این عمارت در آغاز، «برکشر هاوس» نام داشته و حوالی سال ۱۶۲۷–۱۶۲۶ میلادی برای «تامس هاوارد» ساخته شد که فرزند دومِ اِرلِ سافک (سرپرست اصطبل سلطنتیِ ولیعهدِ وقت، چارلز یکم انگلستان) بود.