لغت نامه دهخدا
اشیلادشت. [ ؟ دَ ] ( اِخ ) محلی نزدیک آمل در دشت لیکانی. ( ترجمه سفرنامه مازندران و استرآباد ص 73 ).
اشیلادشت. [ ؟ دَ ] ( اِخ ) محلی نزدیک آمل در دشت لیکانی. ( ترجمه سفرنامه مازندران و استرآباد ص 73 ).
محلی نزدیک آمل در دشت لیکانی
💡 این روستا در دهستان دشت بیل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۱ نفر (۸۰خانوار) بودهاست.
💡 حاجیآباد یک روستا در ایران است که در دهستان دشت زرین واقع شدهاست. حاجیآباد ۳۲ نفر جمعیت دارد.
💡 سفیده نبینی مر او را به دشت چنان دان که جان وی اندر گذشت
💡 برادر کنون در کمند وی است بر آن دشت در زیر بند وی است
💡 شوخ رنگین جلوهٔ من تا از این وادی گذشت دشت را از لاله خون دل به دامان کرد و رفت
💡 چون فرو خوانی همانا شعر او بر کوه و دشت راست گویی سیلخیز آمد مدرگاه مدار