اشهب مدنر
لغت نامه دهخدا
اشهب مدنر. [ اَ هََ ب ِ م ُ دَن ْ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از رنگهای اسب است، هنگامی که سپیدی آن روشن و صافی باشد و در آن نقطه های سیاه وجود داشته باشدو گاه نقطه ها توسعه یابد. ( از صبح الاعشی ج 2 ص 18 ).
فرهنگ فارسی
از رنگهای اسب است هنگامی که سپیدی آن روشن و صافی باشد و در آن نقطه های سیاه وجود داشته باشد و گاه نقطه ها توسعه یابد.
جمله سازی با اشهب مدنر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا سال و مه آورد گاه گیتی پر نقش پی اشهب است و ادهم
💡 کاکل مشکین به دوش اوست؟ نه بالله هشته به سر، آن نگار، عنبر اشهب
💡 کنی مشک درناف آهو ز خون ز بحر عنبر اشهب آری برون
💡 بر نهای شاه عالم و آدم داغ بر رانِ اشهب و ادهم
💡 به بوی آنکه دماغ ملوک تازه کند غبار اشهب او، گشته عنبر ساراست
💡 چو راندی ابر اشهب دیو تک ملک از فلک خواندی الامرلک