فرهنگستان زبان و ادب
آشفتگی مغناطیسی محلی
{local magnetic disturbance,local attraction} [ژئوفیزیک] نوعی بی هنجاری میدان مغناطیسی زمین ناشی از اثرهای مغناطیسی محلی در ناحیه ای نسبتاً کوچک
آشفتگی مغناطیسی محلی
{local magnetic disturbance,local attraction} [ژئوفیزیک] نوعی بی هنجاری میدان مغناطیسی زمین ناشی از اثرهای مغناطیسی محلی در ناحیه ای نسبتاً کوچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدار مغناطیسی یک رله قطبی خیلی پیچیده تر و گران تر از یک رله استاندارد است.
💡 اثر مایسنر گاهی با نوعی از خاصیت دیامغناطیس که در رساناهای کامل وجود دارد اشتباه گرفته میشود: طبق قانون القای الکترومغناطیسی فارادی، اگر یک میدان مغناطیسی متغیر به یک رسانا اعمال شود، جریانی در رسانا به وجود میآید که میدان حاصل از آن با تغییر میدان خارجی مخالفت میکند. در یک رسانای کامل، این جریان میتواند بسیار بزرگ باشد، و در نتیجه میدان مغناطیسی را کاملاً خنثی کند.
💡 معمولاً دمای مسدود کننده دمایی است که در زیر آن یک ماده آرامشدن آهسته مغناطیسی را نمایش میدهد.
💡 سالهای ۱۹۴۲/۴۳ چند هواگرد به مدل بفاو ۱۳۸اماس تبدیل شدند که تمامی تسلیحات از آن حذف شد و در عوض مجهز به ابزار مینروبی دایرهایشکلِ مولد میدان مغناطیسی بود. عنوان اماس از کوتاهشده عبارت MusiFlugzeug به معنای «هواگرد موشگیر» میآمد.
💡 میدان مغناطیسی آهنربای دائمی، مواد فِرّومغناطیسی مانند آهن را میکِشد و آهنرباهای دیگر را کشیده یا میرانَد. افزونبراین، یک میدان مغناطیسی متغیر با مکان، با تأثیر بر حرکت الکترونهای اتمی بیرونی، بر برخی از مواد غیرمغناطیسی نیرو وارد میکند.