لغت نامه دهخدا
اسکلم تلی. [ اِ ک ِ ل ِ ت َ ] ( اِ مرکب ) سیاه تلو. این نام را در میاندره به سیاه تلو ( سیاتلو ) دهند. رجوع به سیاه تلو و جنگل شناسی تألیف کریم ساعی ج 1 ص 259 شود.
اسکلم تلی. [ اِ ک ِ ل ِ ت َ ] ( اِ مرکب ) سیاه تلو. این نام را در میاندره به سیاه تلو ( سیاتلو ) دهند. رجوع به سیاه تلو و جنگل شناسی تألیف کریم ساعی ج 1 ص 259 شود.
سیاه تلو این نام در میان دره به سیاه تلو دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تلی (نیشابور)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 هر تلی را لاله زاری روی بنماید فراخ هر گلی را زند وافی تنگ برگیرد ببر
💡 این شهر که در دوران ساسانیان رونق فراوانی داشتهاست، امروزه جز تلی از خاک چیزی از آن باقی نمانده است.
💡 «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ» وعظ و تلی علیه القرآن، «فَأَعْرَضَ عَنْها»
💡 چو بنشست چنانست که از نسرین تلی چو برخاست چنانست که از سرو نهالی
💡 طبق نظریهای شهر معروف باستانی «آتور» که حدود سه هزار سال پیش توسط آشوریان به آتش کشیده شدهاست و اکنون در زیر تلی از خاک مدفون است در زیر شهر بانوره کنونی واقع است.