فرهنگ معین
(اِ نِ ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص ) نوشتن نام داوطلب یا نام خود در دفتر یک سازمان یا مدرسه و جز آن، نام نویسی، ثبت نام. ۲ - (اِمر. ) کار کسی که نام کسان را در دفتر ثبت می کند، مدت زمانی که نام نویسی جریان دارد.
(اِ نِ ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص ) نوشتن نام داوطلب یا نام خود در دفتر یک سازمان یا مدرسه و جز آن، نام نویسی، ثبت نام. ۲ - (اِمر. ) کار کسی که نام کسان را در دفتر ثبت می کند، مدت زمانی که نام نویسی جریان دارد.
۱ - نوشتن نام داوطلب یا نام خود در دفتر یک بنگاه مدرسه سازمان و جز آن نام نویسی ثبت نام. ۲ - ( اسم ) کار کسی که نام کسان را در دفتر ثبت میکند. ۳ - مدت زمانی که نام نویسی جریان دارد.
نوشتن نام داوطلب یا نام خود در دفتر یک سازمان یا مدرسه و جز آن، نام نویسی، ثبت نام.
کار کسی که نام کسان را در دفتر ثبت میکند، مدت زمانی که نام نویسی جریان دارد.
💡 اگر نویسی تو خطی به سوی یار از من همین قدر که ز عشق تو شرمسار نویس
💡 به عنوان نمونه می شود به زبان های برنامه نویسی جاوا اسکریپت یا پایتون اشاره کرد.
💡 خط نویسی که اگر بیند امیرُالکُتاب کند فرار که به نوشتهای از وی بهتر
💡 علاوه بر این در مورد تجزیه و تحلیل لغوی، به نظر میرسد تکنیکهای شناخته شده برای ارائه بهرهوری در عین حفظ سادگی، سهولت برنامهنویسی، باعث سهولت کد نویسی میشود.
💡 هست کوتاهی ز خواندن ورنه شرح درد من هر قدر واعظ نویسی میتوان دیگر نوشت
💡 ۲. نگاهی به مبانی نمایشنامه نویسی و تحلیل نمایشنامه،[۱۱] سال ۱۳۹۲