لغت نامه دهخدا
اسریشم ماهی. [ اِ ش َ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سریشم ماهی. ( شلیمر ). رجوع به سریشم شود.
اسریشم ماهی. [ اِ ش َ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سریشم ماهی. ( شلیمر ). رجوع به سریشم شود.
سریشم ماهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ساحل دریا واقع. هوای آن گرم مرطوب. مالاریائی است. آب از رودخانه میناب. محصول خرما. شغل سکنه زراعت، صید ماهی. زبان مادری فارسی. مذهب شیعه است.
💡 گشتهام با آنکه چون ماهی شناور در سرشک در میان آب بریانم نمیدانم چرا
💡 شگماهیان شامل بسیاری از گونههای ماهیهای خوردنی جهان هستند. این خانواده به راستهٔ شگماهیشکلان∗ تعلق دارد.
💡 ز ماهی زمین تا ماه گردون جهان شد دشمنت را تشنۀ خون
💡 نتابد در هزاران سال ماهی چون تو در عالم به هر وجهی که گویم شرح تو صد باره چندانی
💡 به زلف چو شستت گرفتار باشد من و هر که گیری ز مه تا به ماهی