[ویکی فقه] استفهام تخویفی به پرسش به قصد ترساندن مخاطب از چیزی اطلاق می شود. «تخویف و تهویل» یعنی ترساندن از کار یا چیز ترس آور، و «استفهام تخویفی و تهویلی» از اقسام استفهام مجازی و به این معنا است که گوینده برای ترساندن مخاطب از چیزی، سخن خود را به صورت سؤال و استفهام ادا می کند. مثال مانند:۱. (الحاقة ما الحاقة)؛ "آن رخ دهنده، چیست آن رخ دهنده". ۲. (القارعة ما القارعة)؛ "کوبنده، چیست کوبنده".
جمله سازی با استفهام تخویفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 البته آيه به صورت استفهام بيان شده، ولى منظور از آن گرفتن اقرار از شنونده،نسبت به اين واقعيت است.
💡 در بحث اعتراضى بودن و يا نبودن استفهام دراتجعل فيها... از برخى مفسران (502) گذشت كه كثرت تاكيدها در اين آيه(503) نشان انكارى و اعتراضى بودن سوال فرشتگان است و چون چيزى از آنان سرزد كه ترك آن اولى بود از اين رو با همه اين تاكيدها در ثنا و ستايش خداوند، در مقامتداراك بر آمدند.
💡 ابراهيم يا از روى تعجب و استفهام انكارى، و يا به عنوان هماهنگى با طرفمقابل، به عنوان مقدمه براى اثبات اشتباهشان، صدا زد (اين خداى من است )؟!
💡 ايـن جـمـله عـتاب و اعتراضى است از گنهكاران به پوست بدنشان كه چرا عليه ما شهادتداديد. بعضى از مفسرين گفته اند: اعتراض نيست، بلكه استفهام تعجبى است،
💡 كلمه (حسبان ) كه مصدر فعل (يحسب ) است به معناى ظن (پندار ) است، و اگراستخوان را به صيغه جمع آورده و فرمود انسان گمان كرده ما استخوان هايش را جمع نمىكنيم ؟ براى آن بود كه كنايه باشد از زنده كردن همه مردگان، و استفهام در اين آيهتوبيخى است، و معناى آيه روشن است.
💡 در حقيقت بيان اين مطلب در صورت يك استفهام تعجب آميز از شخص پيامبر بيانگر اين استكه هر انسان بى طرفى به وضع آنها نگاه كند از انحراف آنها در شگفتى فرو ميرودكه با اينهمه آيات و نشانه هاى روشن چگونه حق را نمى بينند؟!