استر بازدارنده

فرهنگستان زبان و ادب

آستر بازدارنده
{inhibitive primer} [خوردگی] رنگ های آستری فلزی که به دلیل وجود رنگ دانه های بازدارندۀ معدنی و به ندرت آلی در آنها با انحلال پذیری خود یا با انحلال پذیری محصولات ناشی از واکنش با حامل (vehicle ) یا محصولات ناشی از تباهی حامل، خوردگی را متوقف می کنند

جمله سازی با استر بازدارنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ، ارزش‌های مسلط دینی آن همچون عاملی بازدارنده در برابر تعهد شدید نسبت به توسعه اقتصادی به خاطر خود آن عمل می‌کردند.

💡 بورتزومیب نخستین دارو از دستهٔ بازدارنده‌های پروتئازوم محسوب می‌شود. پروتئازومها مجموعه‌های پروتئینی هستند که کارشان حذف پروتئین‌های غیرضروری یا آسیب‌دیده در سلول است. در برخی سرطان‌ها، پروتئین‌هایی که سلول‌های سرطانی را می‌کشند، به سرعت غیرفعال و حذف می‌شوند. بورتزومیب جلوی این عمل را می‌گیرد و بدین ترتیب آن پروتئین‌ها به فعالیت‌شان ادامه داده و سلول‌های سرطانی را می‌کشند.

💡 سواساز باید درحالت بسته یک پیوند گالوانیکی سخت و مطمئن برای رسانایی بهتر جریان در پل هر قطب استوار سازد و بازدارنده افت ولتاژ گردد.

💡 هوردر چند روز قبل از خودکشی پلات، برایش قرص ضدافسردگی و بازدارنده مونوآمین اکسیداز تجویز کرد. او می‌دانست که پلات به تنهایی و با دو فرزند کوچک در معرض خطر است پس هر روز به او سر می‌زد و تلاش داشت او را بستری کند. اما موفق نشد و ترتیب یک پرستار خانگی را داد. برخی معتقدند سه هفته طول کشید تا داروی ضدافسردگی تاثیرش را بگذارد، به همین دلیل تجویز هوردر نتیجه ای نداشت.

💡 5- مجازات و كيفر سنگين، از عوامل بازدارنده فساد در جامعه و عامل ايجاد و حفظ امنيّت اجتماعى است. (من يقتل... فجزاؤ ه جهنّم )

💡 192- دوستى آنان بازدارنده شر و نقمت است و موجب زيادت احسان ونعمت.