استان البهقباذ ا
لغت نامه دهخدا
استان البهقباذالاسفل. [ اِ نُل ْ ب ِ ق ُ ذِل ْ اَ ف َ ] ( اِخ ) یکی از کوره های سواد از جانب غربی و از قراء و طساسیج مشهور آن سَیْلحُون و نِستر است. ( معجم البلدان ).
استان البهقباذ الاعلی. [ اِ نُل ْ ب ِ ق ُ ذِل ْ اَ لا ] ( اِخ ) کوره ایست در سواد بجانب غربی و از طساسیج آن فلوجه عُلیا و فلوجه سفلی و عین التمر است. ( معجم البلدان ).
استان البهقباذ الاوسط. [ اِنُل ْ ب ِ ق ُ ذِل ْ اَ س َ ] ( اِخ ) کوره ایست در سواد بجانب غربی، از طساسیج آن سُور است. ( معجم البلدان ).
جمله سازی با استان البهقباذ ا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و امّا بعد: انّى وليّتك معونة البهقباذات فاثر طاعة اللّه و اعلم انّ الدنيا فانية و الاخرةآتية و اعمل صالحا و انّ ابن آدم محفوظ عليه و انّه مجزىّ بهفعل اللّه بناوبك خيرا(447)