اذنف نشاء

لغت نامه دهخدا

اذنف نشاء. [ ] ( اِخ ) نف نسا. نام زن حام بن نوح.( عقدالفرید چ محمد سعید العریان جزء هفتم ص 271 ).

جمله سازی با اذنف نشاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساقی بزم میکشان از لب لعل و جام می باده بزاهدان بده نشاء بعارفان چشان

💡 دانی چه نشاء در سر ما از خیال تست در ساغر تو باده اگر زین کدو کنند

💡 ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الايمان ولكن جعلناه نورا تهدى به من نشاء من عبادنا

💡 تا برآیم بار دیگر منشاء آثار دیگر نشاء سرشار دیگر یابی اندر گفتگویم

💡 اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد نشاء نظاره آن چشم را می کی دهد

💡 نشاء مخموری ام با مستی مجنون یکی است صد شرابم هست در ساغر کزان ها خون یکی است