لغت نامه دهخدا
ادیال بند. [ اَدْ ب َ ] ( اِ مرکب ) ادیال.
ادیال بند. [ اَدْ ب َ ] ( اِ مرکب ) ادیال.
ادیال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واعظ، که برقصست پس پرده پندار سودش نکند پند، که در بند عمامست
💡 غبارکلفت خویشی نظر بند پس وپیشی به غیر از خود نمیباشد عیال و مال و فرزندت
💡 سد پل بند یکی از بزرگترین سدهای خاکی استان خراسان رضوی و بزرگترین سد شهرستان تایباد است که بر روی رودخانه اشتیوان در ۴۱کیلومتری شمال غربی شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی ساخته شدهاست.
💡 بیل در زبان تالشی بهمعنی برآمدگی، زمین شیبدار یا دره و بند بهمعنی تپه، قله یا کوه است و بیلهبند یعنی مکانی که کوه و دره و پستی و بلندی فراوانی دارد.
💡 گیسوی او حلقه زده چون کمند کرده دل غمزده ها را به بند
💡 باز آن طرّه گیسوی تو یا رب ز چه روی نکند یک نفس از بند غم آزاد مرا