لغت نامه دهخدا
ادادای ابیض. [ اَدْ دا ی ِ اَ ی َ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به اداد و ادادا شود.
ادادای ابیض. [ اَدْ دا ی ِ اَ ی َ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به اداد و ادادا شود.
💡 تا عروس روزگار اندر شبستان سپهر در حریر ابیض و در شعر اسود میرود
💡 ابیض سیدی شیخ (به عربی: الأبیض سیدی الشیخ) یک شهرستان الجزایر در الجزایر است که در ناحیه ابیض سیدی شیخ واقع شدهاست. ابیض سیدی شیخ ۳۲٬۳۰۰ نفر جمعیت دارد.
💡 اعضای جبهه شامیه که طرفدار ترکیه هستند مسیحیان را از خانههای خود در تل ابیض بیرون کردند، همچنین آنها منازل کردهای عضو حزب اتحاد دموکراتیک را مصادره کردند.
💡 و عن ابن عباس ایضا قال جاء رجل الی النبی صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فقال یا رسول اللَّه أ یصبغ ربک؟ قال نعم صبغا لا یصبغ احمر و ابیض و اصفر و اسود.
💡 تل ابیض، روستایی از توابع بخش جره و بالاده شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
💡 بنفشه و سمن و لاله را سه گونه سلب یکی کبود و دوم ابیض و سیوم احمر