اخی یوسف

لغت نامه دهخدا

اخی یوسف. [ اَ س ُ ] ( اِخ ) یکی از علمای دوره سلطان بایزیدخان ثانی است. اصل وی از توقاد است و در مدارس بروسه و ادرنه و بعض مدرسه های در سعادت تدریس میکرده است و او را بر شرح الوقایه صدرالشریعة حاشیه ایست و نیز کتابی بنام هدایةالمهتدین دارد. وی نزدیک خانه خود مسجدی بنا کرد و کتب بسیار خود را وقف طلاب علوم دینیه کرد. ( قاموس الاعلام ).

فرهنگ فارسی

یکی از علمای دوره سلطان بایزید خان ثانی

جمله سازی با اخی یوسف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس که شد محوِ تنِ سیمینت ای یوسف لقا برنیاید از گریبان بوی پیراهن ترا

💡 گرچه در راه محبت یک قدم بی چاه نیست همچو یوسف در ته هر چاه ماه دیگرست

💡 چاپ اول - آوریل ۱۹۷۲، دارالعودة - بیروت، طراح جلد: عبدالله یوسف، تعداد صفحات ۹۱.

💡 ای تو شه لایزال، دل چو زلیخاش حال حسن تو یوسف مثال، عشق تو کنعان دل

💡 چو در قنینه بود چیست؟ یوسف و زندان چو در پیاله رود چیست؟ طور و نور وصال

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز