من مرید عشق گر ارشاد آن شد حاصلم آن صفت کش نام موت اختیاری گفتهاند
اختیاری است؛ این برای تنظیم مکان شروع منحنی روی دایره استفاده میشود. شکل گسترانها را برای
یافتههای موجود در این بیماری سبب شد تا صاحبنظران، این مسئله را مطرح کنند که فعالیتهای کیفری و جنایی برخی افراد، زمینههای ژنی دارد و نه تصمیمگیری ارادی و اختیاری آن فرد.
اختیاری نیست هر کس را کز آن می می دهند نیست بر من عیب اگر دیوانه آسا می خورم
در حال حاضر کلمه کلیدی ref برای متدهای صدا زننده اختیاری است. کد زیر را در نظر بگیرید:
اختیار خود باو بگذار و بگذر زاختیار بنده را جز اختیارش اختیاری هست نیست