ابوصالح احمد بن توبه اصفهانی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابوصالح احمد بن توبه اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری بوده است.
ابوصالح احمد بن توبه، از محدّثین اصفهان است. وی در سال ۳۲۱ق وفات یافته است.
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبداللّه، ذکر اخبار اصفهان، ج۱، ص۱۴۰.
۱. ↑ ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبداللّه، ذکر اخبار اصفهان، ج۱، ص۱۴۰.
مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۳۹۲.
...

جمله سازی با ابوصالح احمد بن توبه اصفهانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سقانفار سید ابو صالح مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان قائم شهر، بخش مرکزی، روستای سید ابوصالح واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۹۴۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 وقتى با جماعتى از اهل حله نزد عشاير دور دست مى رفتيم و روغنى خريديم در برگشتخوابيدم آنها رفتند، من باقى ماندم ترس مرا گرفت و آنجا جاى آبادى هم نبود.متوسل به خلفاء و مشايخ اهل سنت شدم فرجى برايم نشد، به ياد حرف مادرم افتادم كهفرمود: هر گاه درمانده شدى امام زنده ما را بنام ابوصالح المهدى صدا بزن بهفريادت مى رسد.

💡 ابوصالح حنفى گويد: از على (ع ) شنيدم مى فرمود:رسول خدا را در خواب ديده از پيش آمدها و ناراحتى هايى كه از مردم ديده بودم به حضرتشكايت كردم، فرمود: يا على گريه مكن. آن گاه فرمود: توجه كن ! چون توجه كردم دومردى را ديدم كه به زنجير آويخته و سنگ پاره هايى بر سر آنها زده مى شودابوصالح گويد: فردا به عادت همه روز براى ديدار اميرالمؤ منين رفتم در بازارقصاب ها خبر شهادت على (ع ) را شنيدم.(347)

💡 در (ذخيرة الالباب ) ذكر كرده كه آن جناب، مكنّى است به ابوالقاسم و ابوصالح واين كنيه معروفه آن حضرت است. در ميان عربها، بَلدى و باديه نشين و پيوسته درتوسّلات و استغاثات خود، آن جناب را به اين اسم مى خوانند و شعرا و ادبا در قصايد ومدايح خود ذكر مى كنند و از بعضى قصص آينده معلوم مى شود كه در سابق، شايع بودهو در باب نهم، ذكر ماءخذى براى اين كنيه خواهد شد. ان شاءاللّه تعالى.

💡 كلبى گويد: به ابوصالح گفتم: چرا على عليه السلام وقتى براهل جمل پيروز شد، شمشير در ميان آنها نگذاشت ؟ گفت: او از آنها گذشت و بر آنها منت نهادهمچنانكه پيامبر هنگام فتح مكه، با اهل مكه انجام داد، او مى خواست آنها را از دم تيغبگذراند، ولى بر آنها منت نهاد، چون دوست مى داشت خداوند آنها را هدايت كند.(101)