[ویکی فقه] اِبْن ِ حاج، ابوالفیض حمدون بن عبدالرحمان بن حمدون سُلمی مِرداسی ( ]۱۱۷۴ - ۱۲۳۲ ق/۲۴ فوریه ۱۷۶۱ - ۱۸۱۷ م)، مفسر، ادیب و فقیه مالکی است. که ازهری کنیه او را ابوالمواهب آورده است. ابن حاج در فاس (در مراکش کنونی) متولد شد و پرورش یافت و علوم دینی و ادبی را نزد استادانی چون طیب بن کیران، بنانی، یازغی و عبدالقادر بن شقرون فرا گرفت. در سفر حج با دانشمندان بنام زمان مانند شیخ مرتضی و شیخ کوهن در مکه ملاقات و از آنان کسب فیض کرد. موقعیت دینی و اجتماعی شهرت و مهارت او در فقه و ادب موجب حرمتش نزد امیران گردید، چنانکه پس از تسلط وهابیان بر سرزمین حجاز، عبدالله بن سعود وهابی، برای دعوت به آیین خود، نامه هایی به اطراف و از جمله فاس فرستاد و اصول مذهب وهابی را تشریح کرد. ابن حاج از جانب سلطان مولی سلیمان، امیر فاس مأموریت یافت که جواب نامه را تهیه کند. او مدتی نیز تصدی حسبه فاس و مظالم مغرب را بر عهده داشت و گفته شده که در امر به معروف و نهی از منکر و رفع ستم از مردمان اهتمام خاصی داشت. آثار ابن حاج تألیفاتی در مسائل فقهی، کلامی، تفسیر، منطق و جز آن دارد: ← چاپی ...
جمله سازی با ابوالفیض ابن حاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اواسط قرن هجدهم، امپراتوری ایران دست به تسخیر و الحاق خانات بخارا و خیوه زد. درگیریهای اولیه در اواخر دهه ۱۷۳۰ توسط پسر نادرشاه، رضاقلی میرزا انجام شد که در حالی که نادر سرگرم حمله به جنوب و هند بود، چند پیروزی قابل توجه در این میان به دست آورد، تهاجم رضا قلی خان خشم ایلبارس خان رهبر خانات خیوه را برانگیخت. زمانی که ایلبارس تهدید به ضد حمله کرد، نادر دستور داد که با وجود موفقیت پسرش، خصومتها متوقف شود و بعداً پیروزمندانه به دهلی بازگشت تا خودش یک کارزار تعیینکننده را آغاز کند. پس از ضمیمه کردن خیوه ایلبارس را اعدام کرد و ابوالفیض خان را جانشین او کرد این درگیریها منجر به بزرگترین پیروزی ایران بر خاناتهای آسیا مرکزی در تاریخ معاصر شد و با آمیختن الحاق قبلی او به شمال هند، امپراتوری نادر در شرق از امپراتوریهای ایرانی قبل خود پیشی گرفت
💡 در ۷ صفر ۱۱۵۲ ه.ق/۱۶ مهٔ ۱۷۳۹ م، نادرشاه واردِ نادرآباد شد. پیش از رسیدن به نادرآباد، خبرِ قتلِ تهماسب و فرزندانش توسط رضاقلی را بدو دادند. نادرشاه از نادرآباد بهسوی هرات حرکت کرد و در ۱۰ ربیعالاول ۱۱۵۳ ه.ق/۵ ژوئن ۱۷۴۰ م واردِ هرات شد. نادرشاه پس از بازگشت از هند و پیش از نبرد با ازبکان، به رضاقلیمیرزا بدگمان شد و او را بهخاطرِ فرمانِ قتلِ تهماسب دوم و خانوادهاش نکوهید. او رضاقلیمیرزا را از نیابتِ سلطنت برکنار کرد و پسر دومش، نصرالله میرزا را بدین مقام برگمارد. سپس در ۲۵ ربیعالاول ۱۱۵۳ ه.ق/۲۰ ژوئن ۱۷۴۰ م هرات را ترک کرد. او به سوی بلخ رفت اوایلِ جمادیالثانی/اواخرِ اوت با استفاده از قایقهایی که بهطور ویژه توسط کشتیسازیهای هند ساخته شدهبودند، از آمودریا در چارجوی عبور کرد. لشکرکشیهای وی باعثِ خشمِ ایلْبارْس خان، خانِ خوارزم، و ابُوالْفِیض خان طُغاتیموری، خان بُخارا شد. هنگامی که آنها تهدید به حملهٔ متقابل کردند، نادرشاه در بازگشت از هند اقدام به لشکرکشیِ سریع علیهشان کرد. ابوالفیض خان حاکمِ بخارا، تسلیم شد و بدین ترتیب همهٔ سرزمینهای جنوبِ رودِ جیحون ضمیمهٔ خاک ایران شد. ابوالفیض مانند امپراتور مغول، موقعیتِ خود را بهعنوان فرمانبردارِ نادرشاه پذیرفت و دخترِ خود را به ازدواجِ برادرزادهٔ نادرشاه درآورد. نادرشاه او را بهعنوان حاکم ابقا کرد.