ابو مذکور

مترادف‌ها

شخص مذکور، فرد نام‌برده

لغت نامه دهخدا

ابومذکور. [ اَ م َ ] ( اِخ ) الأنصاری. صحابی است.

فرهنگ فارسی

صحابیست

جمله سازی با ابو مذکور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و اما مقدمه بغض فی الله و دشمنی از برای خدا، پس جواب آن این است که هر کسی را باید دوست داشت از راه اینکه مخلوق خدا و آفریده او است و به این جهتی که مذکور شد خود را از او بالاتر ندانست.

💡 عملیاتی که باید تحت هم‌ریختی‌ها حفظ شوند شامل عملیات ۰-تایی، یعنی ثوابت نیز می‌شود. زمانی که ساختارهای مذکور عنصر همانی داشته باشند، عنصر همانی دامنه باید به عنصر همانی متناظر با آن در هم‌دامنه نگاشته شود.

💡 گورستان اصلی روستای مذکور در جنوب جاده اروند کناراست و فاصله آن از محدوده کالبدی روستا مناسب است.این گورستان با روستای امام حسن عسگری مشترک بوده و عده‌ای از اهالی نیز از گورستان روستای طره خضر استفاده می‌کنند.

💡 پیر طریقت گفت: الهی جمال من در بندگی است یا نه زبان من بیاد تو کیست؟ دولتم آنست که مذکور توام، ورنه در ذکر من مرا قیمت چیست؟

💡 ذاکر و مذکور و ذکرم حامد و محمود و حمدم من صراط المستقیمم مالک اندریوم دینم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران