ابن طراری

لغت نامه دهخدا

ابن طراری. [ اِن ُ طَ را را ] ( اِخ ) قاضی ابوالفرج معافی بن زکریابن یحیی جریری نهروانی. متفنن در علوم کثیره. مدتی قضاء بغداد داشت و در ادب شاگرد نفطویه بود و از روات حدیث بسیار شنود و شعر نیکو میگفت. در مذهب پیرو محمدبن جریر طبری بود که پنجم ْ مذهب اهل سنت است. مولد او به سال 303 یا 305 هَ.ق. و در 390 درگذشته است.

فرهنگ فارسی

متفنن در علوم کثیره

جمله سازی با ابن طراری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بزد ناداشت زخمی از سر مستی چه باک ور ز طراری ربودم رخت طراری چه شد

💡 طبعم که گاه نغمه طراری به بزم فکر شرمنده‌تر ز تار گسسته است در باب

💡 به ملکی بود طراری شب آهنگ که رنگ از کهربا بردی به نیرنگ

💡 چشم مستش ترک عیاری خوش است زلف او هندوی طراری خوشست

💡 سماع باره نبودم تو از رهم بردی به مکر راه زن صد هزار طراری

💡 سود کی دارد به طراری نمودن زاهدی چون ز من بربود آن دلبر به طراری مرا

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز