ابن سراقه

لغت نامه دهخدا

ابن سراقه. [اِ ن ُ س ُ ق َ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ محی الدین محمدبن محمدبن محمد انصاری شاطبی ( 572- 662 هَ.ق. ). از علمای اندلس. در حدیث و ادب شهرت داشت و شعر نیکو میگفت. وفات او بقاهره بوده است.

فرهنگ فارسی

از علمای اندلس در حدیث و ادب شهرت داشت و نیکو شعر میگفت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِبن سُراقه، ابوالحسن محمد بن یحیی عامری بصری (د ح ۴۱۰ق /۱۰۱۹م )، محدث، فقیه و رجالی شافعی بود.
از زندگی وی اطلاعی در دست نیست. همین اندازه می دانیم که در فقه شافعی و حدیث بسیار توانا بوده و در این میان به حدیث دلبستگی وافر داشته و به قصد فراگیری حدیث به فارس، اصفهان، دینور و اهواز مسافرت کرده و مدتی نیز درآمِد (دیار بکر) اقامت گزیده است.
اساتید
وی از ابن داسه، ابواسحاق هُجَیْمی و ابن عبّاد روایت کرده است. از دیگر استادانش می توان ابوالفتح اَزْدی موصلی (د ۳۷۴ق /۹۸۴م ) که در موصل از او استفاده کرده، ابوالحسین ابن لبّان، و ابوالحسن دارقطنی (د ۳۸۵ق /۹۵۵م ) را نام برد.
ملقب به حافظ
ملقب بودن او به حافظ حکایت از مهارتش درحدیث و پایگاه روایی ِ او دارد.
آثار
...

جمله سازی با ابن سراقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سوى ديگر: سليمان بن سراقه به يوسف بن عمر گزارش داد دو كه مرد بنام عامر وطعمه را مى شناسم كه با زيد رفت و آمد دارند، و هم اكنون زيد درمنزل آنها است، يوسف فورا براى دستگيرى آنان ماءمور فرستاد، ماءمورين واردمنزل آن دو نفر شده، آنها را دستگير كردند اما زيد را در آنجا نيافتند.

💡 عده اى از كفار كشته و عده اى اسير شدند و بقيه هم به طرف مكه برگشتند. هنگامى كهبه مكه رسيدند گفتند: سراقه ما را فرارى داد.

💡 آن حضرت در وادى عقيق، عمر را از نزول وحى آگاه ساخت و درمنزل عسفان به سؤ ال سراقه پاسخ گفت، كه شرح آن در روايت ابوداود چنين آمده است:

💡 عقيل گفت: او پسر سراقه مى باشد. وقتى كه معاويه ديد،عقيل تمام اهل مجلس او را مفتضح و رسوا كرد، به فكر افتاد كه آنان را از اين بدبختىنجات داده و خوشحالشان سازد. لذا رو به عقيل كرده و گفت: در حق من چه مى گويى ؟عقيل فرمود: اين سؤ ال را مكن.

💡 و در پاسخ سراقه در عسفان فرمود: خداوند در اين حجتان عمره قرار داده است. وبخصوص حضرتش در اين ابلاغ كلمه حجتان را به كار برده است.

💡 جوان نااميد و سرخورده از نزد زياد بيرون آمد و شكايت خود را به يكى از سران قبيله بهنام حارثه بن سراقه برد و به او گفت كه زياد بن لبيد ناقه اى را كه سخت موردعلاقه او مى باشد، جزء شترهاى صدقه گرفته و بر آن داغ دولتى نهاده است، توبيا و با او صحبت كن، شايد كه سخن تو را بشنود و آن را با شترى ديگر از منمعارضه كند.

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
ناشی یعنی چه؟
ناشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز