لغت نامه دهخدا
ابن رشده. [ اِ ن ُ رَ / رِدَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) حلالزاده. خلاف ابن زنیه.
ابن رشده. [ اِ ن ُ رَ / رِدَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) حلالزاده. خلاف ابن زنیه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 د رشد؛ قال على عليه السلام: من لم يعط نفسه شهوتها اصاب رشده. فقيه /4 / 391
💡 و اينكه فرمود: (خداوند ابراهيم را قبل از آنكه نبى خود كند بنده خود كرد) تا آخر، اينمعنا را از آيه (و لقد آتينا ابراهيم رشده منقبل، و كنابه عالمين - تا جمله - من الشاهدين ) استفاده فرموده، چون اين آيه مىرساند: خداى تعالى قبل از آنكه او را نبى خود كند، در همان ابتداء امر داراى رشد كرد، ورشد، همان عبوديت است.
💡 (ن ابى عبدالله عليه السلام: قال انقطلع يتم اليتيم بالاحتلام و هو اشده و ان احتلمو لم يونس و منه رشده و كان سفيها او ضعيفا فليمسك عنه و ليه ماله.(166) )
💡 من يتق الله يجعل له مخرجا، من الفتن و يسدده فى امره، و يهيى له رشده، و يفلجه،بحجته، و يبيض و جهه و يعطيه، رغبته، مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والصديقين و الشهداء، و الصالحين، و حسن اولئك رفيقا
💡 (و لقد آتينا ابراهيم رشده من قبل و كنا به عالمين. ) (720)