ابن ادیم
لغت نامه دهخدا
ابن ادیم. [ اِ ن ُ اَ ] ( ع اِ مرکب ) ابن اَدیمَیْن. سِقاء. مَشک.
جمله سازی با ابن ادیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهر ادیمی برابر با ۳٬۶۱۳ نفر (۸۶۲ خانوار) بودهاست.
💡 کمالی، روستایی در دهستان ادیمی بخش مرکزی شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 حسینآباد میرشاه، روستایی در دهستان ادیمی بخش مرکزی شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 برو ز ساحت قم، تا بخطه ی کاشان؛ که کرد ایزد ایجاد آدمش ز ادیم
💡 جان ادیم و تو سهیلی و هوای تو یمن از پی تربیت تو ز یمن مینرود
💡 از مهره های گردن پامال گشتگان گردید ادیم خاک چو کیمخت دانه دار