ابله گونه

لغت نامه دهخدا

ابله گونه. [ اَ ل َه ْ ن َ/ ن ِ ] ( ص مرکب ) ساده لوح. خُلَک: این فرخ مردی بود صائن و عفیف ولیکن پاره ای ابله گونه. ( تاریخ بخارا ).

فرهنگ معین

(اَ لَ. نِ ) (ص مر. ) ساده لوح، پخمه.

فرهنگ عمید

ابله مانند، ساده لوح.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ساده لوح خلک.

ویکی واژه

ساده لوح، پخمه.

جمله سازی با ابله گونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نرود جز که ابله و بدخوی در سفر بی‌سلاح و بی‌نیروی

💡 که از ابلهی مرد و از بیهشی زبونی شمارد همی خامشی

💡 چون شنید آن گرگ از خر نعل زر از طمع ابله شد و مفتون خر

💡 خواب را با مرگ ره بی منتهاست غافی را ز ابلهی بس فرقهاست

💡 مشت بر هم می‌زدند از ابلهی پر بدند از جهل و از دانش تهی

💡 این نه مدحست حسب حالست این تا نگوئی که مردک ابله بود

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز