ابله بغدادی

لغت نامه دهخدا

ابله بغدادی. [ اَ ل َ هَِ ب َ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن بختیاربن عبداﷲ. شاعر در زبان عرب. وفات 580 یا 579 هَ.ق. او در بغداد میزیست و اشعار رنگین و رقیق داشت و خنیاگران باشعار او تغنی می کردند.

فرهنگ فارسی

شاعر در زبان عرب

جمله سازی با ابله بغدادی

💡 در نهایت پس از مرگ ابوبکر بغدادی در سال ۲۰۱۹، ابوابراهیم القرشی به عنوان رهبر جدید داعش معرفی‌شد.

💡 خواجه به صورت عنوان افتخاری در سراسر خاورمیانه، جنوب آسیا، آسیای جنوب شرقی و آسیای مرکزی به ویژه برای آموزگاران صوفی استفاده می‌شده و می‌شود. مسلمانان کشمیری و یهودیان مزراحی، به ویژه یهودیان پارسی و یهودیان بغدادی نیز از آن استفاده می‌کنند.

💡 بوحمزهٔ بغدادی جان می‌کند. شاگردان شهادت بر وی عرضه کردند، گفت: شناخته‌ام وقتی بوحمزه در بغداد از قرب اللّه چیزی می‌اندیشید، از خود غایب گشت، همچنان فرا رفت ایستاده، چون یا خویشتن آمد، خود را در میان بادیه زیر میل در دید.

💡 ابوحمزۀ بغدادی گویند سخن نیکو گفتی هاتفی آواز داد سخنهای نیکو بسیار گفتی اگر خاموش باشی نیکوتر بود، نیز سخن نگفت تا فرمان یافت، و پس از آن بهفته ای بیش نزیست.

💡 به گفتهٔ هاروی نیروهای آمریکایی اولین بار در فوریهٔ ۲۰۰۴، بغدادی را بازداشت کرده بودند اما در دسامبر همان سال به اشتباه او را آزاد کردند.

💡 ابوحَمْزَۀ بغدادی گوید علامت صوفی صادق آنست که پس از توانگری درویش شود و پس از آنک عزیز بود خوار شود و پس از آنک مشهور بود پوشیده گردد و علامت صوفی کاذب آنست که توانگر گردد پس از درویشی و عزیز گردد پس از خواری و معروف گردد پس از آنک مجهول بود.