ابراهیم اجری

لغت نامه دهخدا

( ابراهیم آجری ) ابراهیم آجری. [ اِ م ِ ج ُرْ ری ] ( اِخ ) دو تن از عرفای قرن سوم هجری بدین نام بوده اند، یکی به نام آجری صغیر و دیگری آجری کبیر، و آجری صغیر کنیتش ابواسحاق است.

فرهنگ فارسی

( ابراهیم آجری ) دو تن از عرفای قرن سوم هجری

جمله سازی با ابراهیم اجری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از مجموع ۸۹ هزار و ۴۱۲ رأی مأخوذه در حوزه انتخابیه پارس آباد، بیله سوار و اصلاندوز ابراهیم فهیمی گیگلو ۵۰ هزار و ۹۸۳ رأی اخذ و راهی بهارستان شد.

💡 ابراهیم مایل نبود در صندوق را باز کند تا او ساره را ببیند؛ نتیجتاً، او را گفت که فرض کن این صندوق حاوی طلا و نقره است و من مالیاتش را می‌دهم.

💡 گر نه ابراهیم نامم خواهم ابراهیم وار تا دران بیت الحرام از مدح تو گیرم مقام

💡 ابراهیم رَقّی گوید کی ضعیف ترین خلق آنست که عاجز بود از دست بداشتن شهوات و قوی ترین آن بود که قادر بود بر ترک آن.

💡 {نوازندگان: (سنتور: داوود فارسی-تنبک: علی شاهد- ویلون: عارف ابراهیم‌زاده-دکلمه: خشایار قیاثی)}

💡 ۷۸/۱۰/۴ - برهم زدن جلسه سخنرانی ابراهیم یزدی عضو نهضت آزادی در حضور صدها نفر از طرفداران جریان ملی - مذهبی در یک منزل خصوصی در خیابان قزوین تهران.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران