لغت نامه دهخدا
( آب ساب کردن ) آب ساب کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مصحف آب سای کردن. در اصطلاح بنایان، املس و لغزان کردن کنار آجری با ساییدن آجری دیگر بر او که پیاپی به آب فروزنند.
( آب ساب کردن ) آب ساب کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مصحف آب سای کردن. در اصطلاح بنایان، املس و لغزان کردن کنار آجری با ساییدن آجری دیگر بر او که پیاپی به آب فروزنند.
( آب ساب کردن ) ( مصدر ) لغزان و املس کردن کنار آجری با ساییدن آجری دیگر بر او که پیاپی باب فرو زنند.
در اصطلاح بنایان لغزان کردن آجری با کناره آجر دیگر
💡 این نام گذاری میتواند به مفهوم آب بستن هم اشاره کند که با مخلوط کردن شیر با آب حجم آن را زیاد میکردند.
💡 واکنون که عقل و نفس سخنگوی خود منم از خویشتن چه باید کردن حذر مرا؟
💡 جا میگیرد وپردازنده برای cache کم کردن حجم کد: هرچه حجم کد کمتر باشد راحتتر در
💡 قدح را تا کی ای ساقی نهان در آستین داری گهی سوی حریفان دست بالا میتوان کردن
💡 تا باده ده شمایید اندر میان مجلس از باده توبه کردن نبود مگر گناهی
💡 رفتار کمک کردن نوعی عمل داوطلبانه برای رهایی دیگری از سختی و ناراحتی است. در قرن بیست و یکم، کمکهای مالی و همکاری های فراوانی میان کشورهای جهان بخصوص پس از دنیاگیری کووید-۱۹ پدید آمد.