یک لو
لغت نامه دهخدا
یک لو. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) رشته فرد و یکتا و یگانه. ( ناظم الاطباء ). || ورق دارای یک خال در پاسور.
جمله سازی با یک لو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در یک مهر و موم معمولی دومت از طریق پایه یک لوله خلاء، یک قطعه کوتاه سیم دومت به سیم نیکل در یک سر و یک سیم مسی در انتهای دیگر سیم جوش داده میشود.