گوهرفروشی

لغت نامه دهخدا

گوهرفروشی. [ گ َ / گُو هََ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل گوهرفروش. عمل جوهری. جوهرفروشی:
کنون لعل و گوهرفروشی کند
خردکی در این ره خموشی کند.نظامی.من آن گوهر آورده از ناف سنگ
به گوهرفروشی ترازو به چنگ.نظامی.

جمله سازی با گوهرفروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شراب ار نداری به خم، پرمجوش چو گوهرفروشی ندانی، خموش

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز