گنده دم

لغت نامه دهخدا

گنده دم. [ گ َ دَ / دِ دَ ] ( ص مرکب ) بَخِر. آنکه دهان او بوی بد دهد.

فرهنگ فارسی

کسی که دهانش بوی بد دهد گنده دم: ز نخ چو پشت پلنگ و نغوله چون دم سگ چو شیر گنده دهان سهمناک چون کفتار. ( سوزنی )

جمله سازی با گنده دم

💡 بس جوانمرد را بکشت و نشد کس از این گنده پیر برخور دار

💡 سبک جست کدبانوی گنده پیر به هم نان و خرما و کشکین و شیر

💡 یکی گنده پیری شد اندر کمند پر آژنگ و نیرنگ و بند و گزند

💡 در وقت، بهای جامه بر سنجید و با گنده پیر عتابها کرد و گفت:

💡 جزو سوی کل دوان مانند تیر کی کند وقف از پی هر گنده‌پیر

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز