لغت نامه دهخدا
گردش کنان. [ گ َ دِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) تفرج کنان. تماشاکنان. رجوع به گردش شود.
گردش کنان. [ گ َ دِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) تفرج کنان. تماشاکنان. رجوع به گردش شود.
در حال گردش کردن.
تفرج کنان تفریح کنان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه قضا در حریم طاعتش آورد رقص کنان گردش شهور و سنین را