گردش کنان

لغت نامه دهخدا

گردش کنان. [ گ َ دِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) تفرج کنان. تماشاکنان. رجوع به گردش شود.

فرهنگ عمید

در حال گردش کردن.

فرهنگ فارسی

تفرج کنان تفریح کنان.

جمله سازی با گردش کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنکه قضا در حریم طاعتش آورد رقص کنان گردش شهور و سنین را

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز