لغت نامه دهخدا
گاو بی شاخ و دم. [ وِ خ ُ دُ ] ( ترکیب وصفی، ص مرکب ) شخص نهایت نادان. بغایت احمق و جاهل. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.
گاو بی شاخ و دم. [ وِ خ ُ دُ ] ( ترکیب وصفی، ص مرکب ) شخص نهایت نادان. بغایت احمق و جاهل. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.
احمق و نادان
💡 تو گاو بی گنه و گوسپند بی بزه را مکش بکش عدوی حضم یا گنه کاری
💡 چون زو حذرت باید کردن همی نخست دجال را ببین به حق، ای گاو بیذنب