کیس کال
متضادها
متمکن، ثروتمند، بینیاز
لغت نامه دهخدا
کیس کال. ( اِ ) نوعی پرنده درامریکای مرکزی، پر او به رنگ سیاه پر طاوس و درخشان که به سرخی زند. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
نوعی پرنده در امریکای مرکزی پر او به رنگ سیاه پر طاوس و درخشان که به سرخی زند ٠
جمله سازی با کیس کال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این مرکز درمانی، نامش را از «کیسی فرین» میگیرد که مادرش جون کالوود یکی از داوطلبان و فعالان اصلی برپایی آن بود که با همت و تلاششان، بودجهٔ راهاندازی آن تأمین گشت. کیسی در سن ۲۰ سالگی و در حالی که سوار بر موتورسیکلتش به دانشگاه میرفت، توسط یک رانندهٔ مست کشته شد که اثری جانگداز بر روی مادرش گذاشت. او و مارگارات مکبرنی (یکی دیگر از پایهگذاران اصلی این مرکز) که پسرش را بر اثر بیمبالاتی یک رانندهٔ مست از دست داده بود، از برخوردِ جامعه با افرادی که مبتلا به ایدز بودند و با سختی و رنج میمیرند، مبهوت بودند و تصمیم گرفتند در اینباره کاری کنند. این مرکز برای نکوداشت نام کیسی فرین نامگذاری شد که در یک حادثه فاجعهبار، جوانمرگ شد.