لغت نامه دهخدا
کیثر. [ ک َ ث َ ] ( ع ص ) بسیار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کَثِر. کثیر. کُثار. ( اقرب الموارد ). || مرد بسیار خیر و نیکویی و بسیاردهش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کیثر. [ ک َ ث َ ] ( ع ص ) بسیار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کَثِر. کثیر. کُثار. ( اقرب الموارد ). || مرد بسیار خیر و نیکویی و بسیاردهش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت حکمت را خدا خیر کیثر هر کجا این خیز را بینی بگیر