لغت نامه دهخدا
کوه گان. ( اِخ )دهی از بخش جالق که در شهرستان سراوان واقع است و 500 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
کوه گان. ( اِخ )دهی از بخش جالق که در شهرستان سراوان واقع است و 850 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
کوه گان. ( اِخ )دهی از بخش جالق که در شهرستان سراوان واقع است و 500 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
کوه گان. ( اِخ )دهی از بخش جالق که در شهرستان سراوان واقع است و 850 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارن برای زندگی به کمپ گان دفنا میرود، کیبوتس خیالی یهودی در نزدیکی کوه تابور در نزدیکی منطقه ای که آری بزرگ شدهاست. کیتی و آری عاشق یکدیگر شدهاند، اما کیتی پس از ملاقات با خانواده آری و اطلاع از عشق قبلی وی احساس عقبنشینی میکند: عشق قبلی او دفنا بوده، زن جوانی که توسط عربها ربوده، شکنجه شده و کشته شدهاست، نام کیبوتس (گان دفنا) از نام او گرفته شدهاست.