لغت نامه دهخدا
کوشیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل و لایق کوشیدن. آنچه کوشیدن را شایسته باشد:
نه کوشیدنی کآن تن آرد به رنج
روان را بپیچانی از آز گنج.فردوسی.
کوشیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل و لایق کوشیدن. آنچه کوشیدن را شایسته باشد:
نه کوشیدنی کآن تن آرد به رنج
روان را بپیچانی از آز گنج.فردوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه کوشیدنی کان برآرد به رنج روان را به پیچاند از آز گنج
💡 بکوشیم کوشیدنی مردوار رگ جان به کوشش کنیم استوار
💡 بکوشیم کوشیدنی چون نهنگ نمانیم ازین گلستان بوی و رنگ