لغت نامه دهخدا
کودک وار. [ دَ ] ( ق مرکب ) مانند کودک. کودکانه:
میان خاک چه بازی سفال، کودک وار
سرای خاک به خاکی بباز مردآسا.خاقانی.مرکب از چوب کرده کودک وار
پس به دروازه هلاک شده.خاقانی.و رجوع به کودک و کودکانه شود.
کودک وار. [ دَ ] ( ق مرکب ) مانند کودک. کودکانه:
میان خاک چه بازی سفال، کودک وار
سرای خاک به خاکی بباز مردآسا.خاقانی.مرکب از چوب کرده کودک وار
پس به دروازه هلاک شده.خاقانی.و رجوع به کودک و کودکانه شود.
مانند کودک. کودکانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرکب از چوب کرده کودک وار پس به دروازهٔ هلاک شده