کهبه
لغت نامه دهخدا
( کهبة ) کهبة. [ ک ُ ب َ ] ( ع اِ ) سپیدی مایل به تیرگی یا سیاهی یا تیرگی که به سیاهی زند، یا رنگی است خاص شتر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازناظم الاطباء ). تیرگی به سیاهی آمیخته، یا رنگی است خاص شتر را. ( از اقرب الموارد ). ابوعمرو گفت که کهبه رنگی غیرخالص است خاصه در سرخی. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
سپیدی مایل به تیرگی یا سیاهی یا تیرگی که به سیاهی زند یا رنگی است خاص شتر را٠
جمله سازی با کهبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاری در اسفند ماه ۱۴۰۱ از حکومت ایران خواست کهبه سرعت زیبا امیدیفر و چهارده روزنامهنگار دیگر که در ایران در زندانها به سر میبرند را آزاد کند اما این افراد همچنان زندانی هستند.
💡 - کارشناس: هنگامی کهبه نظر میرسد که شخص سخنچینیکننده دانشی بسیار جزئی و به تفصیل در بارهٔ چه ارزشها ی سازمان و چه دیگر افراد در محیط کاری دارد، قدرت کارشناسی وی افزایش مییابد.
💡 علی عالی سردبیر در سرمقاله با تیتر «کوبیدن پتک بر سر تماشاگران بیخیال» از فدراسیون فوتبال بابت سهلانگاریهای گذشته انتقاد کرد اما اعلام کرد کهبه نگرش فنی و مدیریتی کیروش در جامجهانی ۲۰۱۴ برزیل امیدوار است.